- 19187
- 1000
- 1000
- 1000
کهکشان نیستی
کتاب کهکشان نیستی، داستانی بر اساس زندگی آیتالله سید علی قاضی طباطبایی (ره)، نوشتهی حجتالاسلام محمدهادی اصفهانی است.
از ایرانصدا بشنوید
خلاصهی کتاب کهکشان نیستی:
کتاب شامل 75 فصل است و هرکدام با آیهای از قرآن آغاز میشود. 74 فصل آن، هرکدام یک راوی دارد و فصلها تقریباً به ترتیب زمانی و سال به سال، از ذیحجهی 1285 تا 1366 قمری (تقریباً از 1245 تا 1325 شمسی) چیده شده است.
گفتار هریک از راویان، که گاهی همسر و فرزندان، گاهی دوستان و شاگردان و گاهی دانایکل است، بهمثابهی تکههای پازل، جزئیات زندگی یکی از قلههای عرفان شیعه را روایت میکند؛ نزدیک به یک سده از اوضاع و احوال سیاسی و فرهنگی و اقتصادی نجف، تا خواننده را با خود به قلب تاریخ ببرند و او را سر دوراهیها و انتخابهای سید علی قاضی بنشانند. داستان از حدود 27سالگی مرحوم قاضی و هجرت او از تبریز به نجف همراه همسر و سه دخترش آغاز میشود.
از این آغاز تا پایان کتاب که به ماجراهایی پس از وفات او اشاره دارد، خواننده از رهگذر نگاه و ضمیر بسیاری از عرفای بزرگ نیز به زندگی این عالم و عارف وارسته نگاهی میاندازد و بعد از خواندن کتاب متوجه خواهد شد که با بسیاری از اولیاء الهی و ظرایف فکری و شخصیتی آنها نیز آشنا شده است.
در فصل 75 که آخرین فصل کتاب است، نویسنده بخشی از سفارشها، دستورها و احوالات پراکندهای که در داستان ذکر نشده، با تکمیل از منابع دیگر ذکر کرده است.
این رمان جزو نادر رمانهایی است که غیر از پاورقیهای کتاب که به توضیح معانی و آیات و احادیث یا وقایع پرداختهاند، شامل قسمت منابع و مآخذ است که با بیش از دههزار کلمه با همت نویسنده انجام شده است.
برای هر فصل در این بخش، ستونی در نظر گرفته شده تا منابع چاپی یا شفاهی مصاحبهی آن ذکر شود. نویسنده دراینباره میگوید: «این کار در بین نویسندگان رمان عرف نیست؛ اما بهعلت حساسیت و اهمیتی که شخصیت مرحوم قاضی دارد، این پروژه مفصل و طاقتفرسا در این کتاب به انجام رسیده است.»
بزرگان دین و قلههای عرفان و توحید بهدلیل جایگاه معنویای که دارند، از دسترسی و پیروی دور به نظر میرسند. نویسندهی این اثر خواسته خواننده را به این نتیجه برساند که رفتن این راه ممکن و شدنی است:
«رسالت این کتاب صرفاً تعریف داستان نیست، رسالت آن این است که خواننده از ابتدا که با این کتاب همنفس میشود، وقتی کتاب را به اتمام میرساند، فکر یک حرکت معنوی جدی و عملی داشته باشد و رگههای برنامهریزی این امور در او شروع به قوت گرفتن کند، لااقل انگیزهای برای ورود به سرزمین حقیقت در او ایجاد شود.»
زندگینامهی سید علی قاضی طباطبایی:
سید علی قاضی طباطبایی در سیزده ذیالحجة سال 1285 پا به عرصهی وجود گذاشت. پدر ایشان، سید حسین قاضی رحمهالله، انسانی بزرگ و وارسته بود که از شاگردان بنام و برجستهی آیةاللّه العظمی میرزا محمّدحسن شیرازی (رحمهالله) به شمار میآمد و از ایشان اجازهی اجتهاد داشت.
سید علی قاضی از همان ابتدای جوانی تحصیلات خود را نزد پدر بزرگوارش و نیز نزد میرزا موسوی تبریزی و میرزا محمدعلی قراچهداغی آغاز کرد.
پدر به علم تفسیر علاقه و رغبت خاصی داشت؛ چنان که خود میرزا علی تصریح میکند که تفسیر کشّاف را نزد ایشان خوانده است. همچنین ادبیات عربی و فارسی را نزد شاعر نامی و دانشمند معروف، میرزا محمدتقی تبریزی، متخلص به «نیّره» خواند و از ایشان اشعار بسیاری به عربی و فارسی نقل میکرد.
سید علی در سال 1308 قمری با آتشی از شوق و عشق برای زیارت امامالعارفین، علی علیهالسلام، همراه با کاروانی که به نجف اشرف مشرّف میشد، به این دیار وارد شد و تحت تربیت مرحوم آیة الحق آقای سیّد احمد کربلایی تهرانی رحمه الله قرار گرفت و با مراقبت ایشان طیّ طریق میکرد. بدین گونه تا آخر عمر نیز نجف اشرف را موطن اصلی خویش قرار داد.
آیةاللّه قاضی (رحمهالله) درنهایت فقر به سر میبرد؛ بهطوریکه توان پرداخت اجارهخانه را نداشت. روزی در نجف اشرف صاحب خانه وسایل و اثاث ایشان را بیرون ریخت. آقای قاضی مجبور شد با خانوادهاش به کوفه برود. در مسجد کوفه، یک بالاخانهای بود که برای افراد غریب ساخته بودند. ایشان در آنجا سکونت گزیدند. علاّمه طباطبایی (رحمهالله) میفرمودند: «به مسجد کوفه رفتم. دیدم مرحوم قاضی و همهی خانوادهاش تب کردهاند و مریض هستند. هنگام نماز شد. علی آقا قاضی طبق معمول در اوّل وقت به نماز ایستاد و بعد از نماز عشاء آنچنان با توجه کامل آیهی شریفه «آمَنَ الرَّسُولُ» را تلاوت میفرمود که مثل آنکه اصلاً هیچ مشکلی پیش نیامده است. با آرامش وصفناپذیر و شگفتانگیز به ذکر دعا مشغول بود.»
دربارهی نویسنده:
نویسندهی جوان (متولد 1366)، حجتالاسلام محمدهادی اصفهانی، کتاب کهکشان نیستی را قلم زده است و معتقد است:«به نظر من با توجه به اینکه زندگینامههای مرحوم قاضی چندین بار نوشته شده است، این بار احتیاج به یک پله بالاتر از منظومهی فکری و حیات ایشان بوده است که در قالب داستان به ما نشان بدهد قاضی از ابتدا جزءبهجزء با چه اموری دستوپنجه نرم کرده است تا به این بلندا از حقیقت دست یافته است. به تعبیری برای مخاطب همزادپنداری شود و البته توجه او را به عمق مفاهیمی که سید علی قاضی صبح و شب به آنها متوجه بوده است، معطوف کند.»
کتاب شامل 75 فصل است و هرکدام با آیهای از قرآن آغاز میشود. 74 فصل آن، هرکدام یک راوی دارد و فصلها تقریباً به ترتیب زمانی و سال به سال، از ذیحجهی 1285 تا 1366 قمری (تقریباً از 1245 تا 1325 شمسی) چیده شده است.
گفتار هریک از راویان، که گاهی همسر و فرزندان، گاهی دوستان و شاگردان و گاهی دانایکل است، بهمثابهی تکههای پازل، جزئیات زندگی یکی از قلههای عرفان شیعه را روایت میکند؛ نزدیک به یک سده از اوضاع و احوال سیاسی و فرهنگی و اقتصادی نجف، تا خواننده را با خود به قلب تاریخ ببرند و او را سر دوراهیها و انتخابهای سید علی قاضی بنشانند. داستان از حدود 27سالگی مرحوم قاضی و هجرت او از تبریز به نجف همراه همسر و سه دخترش آغاز میشود.
از این آغاز تا پایان کتاب که به ماجراهایی پس از وفات او اشاره دارد، خواننده از رهگذر نگاه و ضمیر بسیاری از عرفای بزرگ نیز به زندگی این عالم و عارف وارسته نگاهی میاندازد و بعد از خواندن کتاب متوجه خواهد شد که با بسیاری از اولیاء الهی و ظرایف فکری و شخصیتی آنها نیز آشنا شده است.
در فصل 75 که آخرین فصل کتاب است، نویسنده بخشی از سفارشها، دستورها و احوالات پراکندهای که در داستان ذکر نشده، با تکمیل از منابع دیگر ذکر کرده است.
این رمان جزو نادر رمانهایی است که غیر از پاورقیهای کتاب که به توضیح معانی و آیات و احادیث یا وقایع پرداختهاند، شامل قسمت منابع و مآخذ است که با بیش از دههزار کلمه با همت نویسنده انجام شده است.
برای هر فصل در این بخش، ستونی در نظر گرفته شده تا منابع چاپی یا شفاهی مصاحبهی آن ذکر شود. نویسنده دراینباره میگوید: «این کار در بین نویسندگان رمان عرف نیست؛ اما بهعلت حساسیت و اهمیتی که شخصیت مرحوم قاضی دارد، این پروژه مفصل و طاقتفرسا در این کتاب به انجام رسیده است.»
بزرگان دین و قلههای عرفان و توحید بهدلیل جایگاه معنویای که دارند، از دسترسی و پیروی دور به نظر میرسند. نویسندهی این اثر خواسته خواننده را به این نتیجه برساند که رفتن این راه ممکن و شدنی است:
«رسالت این کتاب صرفاً تعریف داستان نیست، رسالت آن این است که خواننده از ابتدا که با این کتاب همنفس میشود، وقتی کتاب را به اتمام میرساند، فکر یک حرکت معنوی جدی و عملی داشته باشد و رگههای برنامهریزی این امور در او شروع به قوت گرفتن کند، لااقل انگیزهای برای ورود به سرزمین حقیقت در او ایجاد شود.»
زندگینامهی سید علی قاضی طباطبایی:
سید علی قاضی طباطبایی در سیزده ذیالحجة سال 1285 پا به عرصهی وجود گذاشت. پدر ایشان، سید حسین قاضی رحمهالله، انسانی بزرگ و وارسته بود که از شاگردان بنام و برجستهی آیةاللّه العظمی میرزا محمّدحسن شیرازی (رحمهالله) به شمار میآمد و از ایشان اجازهی اجتهاد داشت.
سید علی قاضی از همان ابتدای جوانی تحصیلات خود را نزد پدر بزرگوارش و نیز نزد میرزا موسوی تبریزی و میرزا محمدعلی قراچهداغی آغاز کرد.
پدر به علم تفسیر علاقه و رغبت خاصی داشت؛ چنان که خود میرزا علی تصریح میکند که تفسیر کشّاف را نزد ایشان خوانده است. همچنین ادبیات عربی و فارسی را نزد شاعر نامی و دانشمند معروف، میرزا محمدتقی تبریزی، متخلص به «نیّره» خواند و از ایشان اشعار بسیاری به عربی و فارسی نقل میکرد.
سید علی در سال 1308 قمری با آتشی از شوق و عشق برای زیارت امامالعارفین، علی علیهالسلام، همراه با کاروانی که به نجف اشرف مشرّف میشد، به این دیار وارد شد و تحت تربیت مرحوم آیة الحق آقای سیّد احمد کربلایی تهرانی رحمه الله قرار گرفت و با مراقبت ایشان طیّ طریق میکرد. بدین گونه تا آخر عمر نیز نجف اشرف را موطن اصلی خویش قرار داد.
آیةاللّه قاضی (رحمهالله) درنهایت فقر به سر میبرد؛ بهطوریکه توان پرداخت اجارهخانه را نداشت. روزی در نجف اشرف صاحب خانه وسایل و اثاث ایشان را بیرون ریخت. آقای قاضی مجبور شد با خانوادهاش به کوفه برود. در مسجد کوفه، یک بالاخانهای بود که برای افراد غریب ساخته بودند. ایشان در آنجا سکونت گزیدند. علاّمه طباطبایی (رحمهالله) میفرمودند: «به مسجد کوفه رفتم. دیدم مرحوم قاضی و همهی خانوادهاش تب کردهاند و مریض هستند. هنگام نماز شد. علی آقا قاضی طبق معمول در اوّل وقت به نماز ایستاد و بعد از نماز عشاء آنچنان با توجه کامل آیهی شریفه «آمَنَ الرَّسُولُ» را تلاوت میفرمود که مثل آنکه اصلاً هیچ مشکلی پیش نیامده است. با آرامش وصفناپذیر و شگفتانگیز به ذکر دعا مشغول بود.»
دربارهی نویسنده:
نویسندهی جوان (متولد 1366)، حجتالاسلام محمدهادی اصفهانی، کتاب کهکشان نیستی را قلم زده است و معتقد است:«به نظر من با توجه به اینکه زندگینامههای مرحوم قاضی چندین بار نوشته شده است، این بار احتیاج به یک پله بالاتر از منظومهی فکری و حیات ایشان بوده است که در قالب داستان به ما نشان بدهد قاضی از ابتدا جزءبهجزء با چه اموری دستوپنجه نرم کرده است تا به این بلندا از حقیقت دست یافته است. به تعبیری برای مخاطب همزادپنداری شود و البته توجه او را به عمق مفاهیمی که سید علی قاضی صبح و شب به آنها متوجه بوده است، معطوف کند.»
امتیاز
کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان
محتوا و داستان
تصاویر
از همین گوینده
-
-
-
-
علامه محمدتقی جعفری، سرگذشت و ایام، آرا و اندایشه ها(جلد دوم)
-
علامه محمدتقی جعفری سرگذشت و ایام، آراء و اندایشه ها
-
-
سفینه الصادقین: شرح حال آیتالله حاج سید حسین یعقوبی قائنی(جلد پنجم)
-
سفینه الصادقین: شرح حال آیتالله سید حسین یعقوبی قائنی (جلد چهارم)
-
سفینه الصادقین: شرح حال آیتالله سید حسین یعقوبی قائنی (جلد سوم)
-
سفینه الصادقین: شرح حال آیتالله سید حسین یعقوبی قائنی (جلد دوم)


کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان